فرهنگی و هنری

فرهنگی و هنری (2)

این یک متن نمونه برای نمایش متن در قالب می باشد و این متن از طریق کنترل پنل جوملا قابل ویرایش و حذف می باشد .این یک متن نمونه برای نمایش متن در قالب می باشد و این متن از طریق کنترل پنل جوملا قابل ویرایش و حذف می باشد .این یک متن نمونه برای نمایش متن در قالب می باشد و این متن از طریق کنترل پنل جوملا قابل ویرایش و حذف می باشد .

10 خرداد 1396

اعمال مشترك این ماه چهار گونه است:

نخست: اعمالى است كه در هر شب و روز این ماه به جا آورده مى شود:

*سید بن طاوس از حضرت امام جعفر صادق و امام موسى كاظم ـ علیهم السلام ـ روایت کرده كه فرمودند: پس از هر نماز در ماه رمضان دعای ذیل را بخوانید:

اَللّـهُمَّ ارْزُقْنی حَجَّ بَیْتِكَ الْحَرامِ فِی عامی هذا وَفی كُلِّ عامٍ ما اَبْقَیْتَنی فی یُسْرٍ مِنْكَ وَعافِیَةٍ، وَسَعَةِ رِزْقٍ، وَلا تُخْلِنی مِنْ تِلْكَ الْمواقِفِ الْكَریمَةِ، وَالْمَشاهِدِ الشَّریفَةِ، وَزِیارَةِ قَبْرِ نَبِیِّكَ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَآلِهِ، وَفی جَمیعِ حَوائِجِ الدُّنْیا وَالاَْخِرَةِ فَكُنْ لی، اَللّـهُمَّ اِنّی اَساَلُكَ فیـما تَقْضی وَتُقَدِّرُ مِنَ الاََمْرِ الَْمحْتُومِ فی لَیْلَةِ الْقَدْرِ، مِنَ الْقَضاءِ الَّذی لا یُرَدُّ وَلا یُبَدَّلُ، اَنْ تَكْتُبَنی مِنْ حُجّاجِ بَیْتِكَ الْحَرامِ، الْمَبْرُورِ حَجُّهُمْ، الْمَشْكُورِ سَعْیُهُمْ، الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمْ، الْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَیِّئاتُهُمْ، واجْعَلْ فیـما تَقْضی وَتُقَدِّرُ، اَنْ تُطیلَ عُمْری، وَتُوَسِّعَ عَلَیَّ رِزْقی، وَتُؤدِّی عَنّی اَمانَتی وَدَیْنی آمینَ رَبَّ الْعالَمین.

خدایا! در این سال و هر سال، تا زمانى كه عمرم باقى است و در آسایش و گشایش روزى به سر مى برم، زیارت خانه ات ـ بیت الحرام ـ را نصیبم گردان. و مرا از درك موقف هاى گرامى و دیدن مكان هاى شریف و زیارت قبر پیغمبرت ـ كه درودت بر او و آلش باد ـ محروم مكن.

و در برآوردن جمیع احتیاجات دنیا و آخرتم یارىام كن. اى خدا! از تو درخواست مى كنم هر آنچه از قضا و قَدَرت را كه در شب قدر حتمى قرار دادى و دیگر برگشت و تغییرى نمى پذیرد، مرا از حجاج بیت الحرامت قرار دهى. حاجیانى كه حجشان پسندیده، سعیشان پذیرفته، گناهانشان آمرزیده و اعمال بدشان بخشیده شده است. و عمر طولانى در راه بندگى ات و روزىام را فراوان قرار ده و امانت ها و قرضم را ادا فرما.

*هم چنین بعد از نمازها این دعا خوانده شود:

یا عَلِیُّ یا عَظیمُ، یا غَفُورُ یا رَحیمُ، اَنْتَ الرَّبُّ الْعَظیمُ الَّذی لَیْسَ كَمِثْلِهِ شَیءٌ وَهُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ، وَهذا شَهْرٌ عَظَّمْتَهُ وَكَرَّمْتَهْ، وَشَرَّفْتَهُ وَفَضَّلْتَهُ عَلَى الشُّهُورِ، وَهُوَ الشَّهْرُ الَّذی فَرَضْتَ صِیامَهُ عَلَیَّ، وَهُوَ شَهْرُ رَمَضانَ، الَّذی اَنْزَلْتَ فیهِ الْقُرْآنَ، هُدىً لِلنّاسِ وَبَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانَ، وَجَعَلْتَ فیهِ لَیْلَةَ الْقَدْرِ، وَجَعَلْتَها خَیْراً مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ، فَیا ذَا الْمَنِّ وَلا یُمَنُّ عَلَیْكَ، مُنَّ عَلَیَّ بِفَكاكِ رَقَبَتی مِنَ النّارِ فیمَنْ تَمُنَّ عَلَیْهِ، وَاَدْخِلْنِی الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِكَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ .

اى خداى بلند مقام, اى بزرگوار, اى آمرزنده,اى مهربان! تویى خداى بزرگ كه هیچ مانندى ندارد و به گفتار و كردار خلق شنوا و بینا است. و این ماهى كه مقامش را بلند گردانیدى و بر دیگر ماه ها كرامت و شرافت بخشیدى, و روزه اش را بر من واجب گردانیدى, ماه رمضان است.

ماهى كه در آن قرآن را براى راهنمایى مردم و نشان دادن راه هدایت و جدا نمودن حق از باطل فرو فرستادى و شب قدر را در این ماه مقرر داشتى و نیز آن شب را بر هزار ماه برترى دادى; پس اى خداى صاحب منت كه هیچ كس بر تو منت ندارد, در میان آن همه بندگانت كه منت گزارده اى بر من منت گزار و از آتش دوزخ نجات بخش و به بهشت همیشگى داخل گردان! به حق رحمت بى پایانت اى مهربان ترین مهربانان.

* شیخ كفعمى در مصباح و بلدالامین و شیخ شهید در مجموعه از حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) نقل كرده اند كه آن حضرت فرمود: هر كه این دعا را در ماه رمضان بعد از هر نماز واجبى بخواند، حق تعالى گناهان او را تا روز قیامت بیامرزد، و دعا این است:

اَللّـهُمَّ اَدْخِلْ عَلى اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ اَللّـهُمَّ اَغْنِ كُلَّ فَقیرٍ، اَللّـهُمَّ اَشْبِعْ كُلَّ جائِعٍ، اَللّـهُمَّ اكْسُ كُلَّ عُرْیانٍ، اَللّـهُمَّ اقْضِ دَیْنَ كُلِّ مَدینٍ، اَللّـهُمَّ فَرِّجْ عَنْ كُلِّ مَكْرُوبٍ، اَللّـهُمَّ رُدَّ كُلَّ غَریبٍ، اَللّـهُمَّ فُكَّ كُلَّ اَسیرٍ، اَللّـهُمَّ اَصْلِحْ كُلَّ فاسِدٍ مِنْ اُمُورِ الْمُسْلِمینَ، اَللّـهُمَّ اشْفِ كُلَّ مَریضٍ، اللّهُمَّ سُدَّ فَقْرَنا بِغِناكَ، اَللّـهُمَّ غَیِّر سُوءَ حالِنا بِحُسْنِ حالِكَ، اَللّـهُمَّ اقْضِ عَنَّا الدَّیْنَ وَاَغْنِنا مِنَ الْفَقْرِ، اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ .

اى خدا تو بر اهل قبرها نشاط و شادمانى عطا كن؛ فقیران را بى نیاز گردان؛ خدایا گرسنگان را سیر گردان؛ برهنگان را لباس بپوشان؛ خدا بدهى برهكاران را ادا فرما؛ سوگواران را دل شاد ساز؛ خدایا هر غریبى را به وطن باز رسان؛ هر اسیرى را آزادى بخش؛ خدایا فسادگران در كار مسلمانان را اصلاح فرما؛ بیماران را شفا عنایت كن؛ اى خدا به غناى خود جلو فقر ما را ببند؛ بدى هاى ما را به خوبى صفات خودت تغییر ده؛ خدایا دیَن ما را ادا فرما و نادارى ما را به دارایى و بى نیازى بدل گردان كه تو بر هر چیز توانایى.
دعاهای ماه رمضان,نماز های ماه رمضان

بهتر است در ماه رمضان، با خرماى حلال افطار كند تا ثواب نمازش چهارصد برابر گردد



دوم: كارهایى كه در شب هاى ماه رمضان باید به جا آورد؛ و آن چند چیز است:

1- افطار مستحب است بعد از نماز, صورت گیرد; مگر آن كه ضعف بر او غلبه كرده باشد یا جمعى منتظر باشند.

2- با چیز پاكیزه و حلال و به دور از شبهات افطار نماید. و بهتر آن است كه با خرماى حلال افطار كند تا ثواب نمازش چهارصد برابر گردد. اگر با خرما، آب، رطب، شیر، حلوا، نبات و با آب گرم، و یا هر كدام از این ها افطار كند، نیز خوب است.

3- هنگام افطار دعاهاى وارده در این باره را بخواند؛ از جمله آن كه بگوید:

اللهم لك صمت و على رزقك افطرت و علیك توكلت(خدایا براى تو روزه گرفتم و با روزى تو افطار مى كنم و بر تو توكل دارم.
تا خدا ثواب هر كسى را كه در این روز روزه داشته است، به او عطا كند، و اگر دعاى اللهم رب النور العظیم را كه سید و كفعمى روایت كرده اند بخواند، فضیلت بسیار یابد.

و روایت شده كه حضرت امیر المومنین على (علیه السلام) هر گاه مى خواست افطار كند مى گفت:

بسم الله; اللهم لك صمنا و على رزقك افطرنا, فتقبل منا انك السمیع العلیم.
به نام خدا. خدایا براى تو روزه گرفتیم و به روزى تو افطار كردیم؛ پس از ما قبول كن، زیرا كه تو شنواى دانایى.

4- هنگام لقمه اول بگوید:

بسم الله الرحمن الرحیم; یا واسع المغفرة اغفر لى
به نام خداوند بخشاینده مهربان؛ اى كه آمرزش باو گسترده است, بیامرز مرا. تا خدا او را بیامرزد.

و در روایت آمده است كه در آخر هر روز از روزهاى ماه رمضان، خدا هزار هزار كس را از آتش جهنم آزاد مى كند؛ پس از حق تعالى بخواه كه تو را یكى از آن ها قرار دهد.

5-در وقت افطار سوره قدر بخواند.

6- در وقت افطار صدقه بدهد و سپس روزه داران را افطار دهد؛ اگر چه به چند دانه خرما یا شربتى آب باشد. و از حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) روایت شده كسى كه روزه دارى را افطار دهد, مثل اجر آن روزه دار براى وى خواهد بود; بدون آن كه چیزى از آن كم شود. و نیز از آنِ او خواهد بود ثواب كار نیكویى كه به جا آورد آن افطار كرده كه فرمود: مومنى كه لقمه اى را در ماه رمضان به مومنى بدهد، حق تعالى براى او اجر كسى را مى نویسد كه سى بندهء مومن آزاد كرده باشد و نیز از آن او است نزد حق تعالى یك دعاى پذیرفته شده.

7- در هر شب خواندن هزار مرتبه انا انزلناه آمده است.
فضیلت ماه رمضان,اعمال مشترک ماه رمضان

ماه رمضان در وقت افطار سوره قدر بخواند

8- اگر ممكن باشد در هر شب صد مرتبه حم دخان را بخواند.

9- در هر شب از ماه رمضان دعاى افتتاح بخواند.

10- در روایت آمده كه هر كس در هر شب از ماه رمضان سوره انا فتحنا را در نماز مستحبى بخواند آن سال حفاظت مى گردد. و از اعمالى كه مستحب است در شب هاى ماه رمضان به جا آورده شود، خواندن هزار ركعت نماز در سرتاسر این ماه است.

و این مطلب را عالمان بزرگ و فقیهان وارسته در كتاب هاى خود اشاره كرده و نوشته اند.

سوم: كارهاى مربوط به سحرهاى ماه مبارك رمضان است. و آن چند كار است:

1- سحرى خوردن, و سحرى را ترك نكند, اگر چه با یك دانه خرماى یا یك لیوان آب باشد. و بهترین سحرها سویق یعنى قاووت و خرما است. و در خبر آمده كه حق تعالى و ملائكه صلوات مى فرستند بر كسانى كه در سحرها استغفار مى كنند، و سحرى مى خورند.

2- سوره انا انزلناه در وقت سحرها بخواند، كه هر كس این سوره را در وقت افطار كردن و سحر بخواند گویى ثواب كسى را دارد كه در راه خدا در خون خود بغلتد.

3- بخواند دعاى شریفى را كه از حضرت امام رضا(علیه السلام) نقل شده كه فرموده اند: این دعایى است كه حضرت امام محمد باقر(علیه السلام) در سحرهاى ماه رمضان (دعاى سحر) مى خواندند.

لینک مطلب

ادامه مطلب...
10 خرداد 1396

در مورد فرهنگ تعابیر وتوضیحات زیادی موجود هست . یکپارچه کردن و همه را به نحوی در یک تعریف جامع و مانع در آوردن نه ممکن است و نه مقدور و نه تابحال چنین کاری انجام گرفته . بنا به بینشها و نگرشهای افراد و پژوهشگران تعابیر و تعاریف خاصی از « فرهنگ» مستفاد شده . در اینجا برآنیم تا در ابتدا، بنا به ضرورتی که تشخیص می‌دهیم نگاهی به گذشته این واژه داشته باشیم و آن را دقیقتر بررسی کنیم ، چرا که برای شناخت هر پدیده، تاریخ آن ضروری ولازم است .به طور کلاسیک، سیر تاریخی ومنشاء واژه «فرهنگ » را بایست در آلمان جستجو کرد .

در پایان قرن هیجدهم که افکار اجتماعی ، یک خصیصه علمی به خود گرفت و شروع به جستجوی قوانین اجتماعی کرد که راهنمای رفتار بشر باشند . مطالعاتی تحت عنوان «تاریخ جهانی » انجام شد، دانشمندان در این مطالعات بدنبال آن بودند که «تاریخ عمومی » بشر و جوامع را از ابتدای شکل‌گیری آن مدون کنند . مورخان که شروع کننده چنین جریانی بودند ، توجه چندانی به تاریخ سیاسی و نظامی که ( معمول قرون قبل ) بود نداشتند ، بلکه توجه آنها بیشتر متوجه ، آداب ورسوم ، نهادها ، افکار ، هنرها، و علوم بود . همین کنجکاوی باعث گردید که به جوامع و تمدنها بیشتر توجه کنند و اسناد فر اوانی را درباره تمامی ادوار تاریخی و تمامی جوامع شناخته شده جمع آوری کنند ، در ضمن آنان اعتقاد داشتند که تاریخ بشری «تاریخ پیشرفت بشریت است » و مطالعه تطبیقی جوامع و تمدنها آثار این پیشرفت را مشخص می‌کنند و بخصوص تاریخ تطبیقی بایست امکان تشخیص ادوار تاریخی و جوامعی را که مراحل متفاوت پیشرفت بشری را نشان داده‌اند فراهم آورد . بدین منظور این محققان آن لحظات تاریخی را که با افزایش شناخت و معرفت گسترش هنرها ، خلاف رسوم و بهبود نهادهای اجتماعی همراه بود، مشخص می‌کردند و بدین سان می توانستند از یک دوره پیشرفت سخن بگویند و واژه «فرهنگ » برای بیان این تکامل در پیشرفت بکار گرفته شد.

در زبان فرانسه قرون وسطی، واژه ( cultore) به معنای «پرستش مذهبی »بود وو واژه couture یا coture را به معنی «مزرعه شخم‌زده و بذر پاشیده » بکار می‌برند . فعل cuturer و همچنین coutureبه معنی «عمل کاشتن زمین » به کار گرفته می‌شود . در قرن هفدهم است که کلمهcoltore به معنای « کارروی زمین می آید » و در قرن هیجدهم نویسندگان استفاده از culture را به طور عام برای نشا دادن « تربیت روح »آغاز می‌کنند . در زبان فرانسه واژه «فرهنگ » به معنای پیشرفت فکری یک شخص یا به عبارت بهتر « کار لازم برای این پیشرفت » به کار گرفته می‌شده است .

امادر حوزه زبان انگلیسی مفهوم «فرهنگ » تحولا ت دیگری به خود می‌بیند . ای. بی. تایلور درکتب خود بنام فرهنگ‌های ابتدای « primitive cuttvre »که در سال ۱۸۷۱ منتشر شد، برای اولین بار واژه فرهنگ را در انگلستان مطرح کرده ـ گرچه خود او وامدار کسان دیگری بود، اما به طور رسمی به او استناد می‌کنند . تایلور «فرهنگ cutture» را مترادف با «تمدنcivilaaization » بکار گرفت . وی در ابتدای کتاب خود تعریفی از فرهنگ ارائه می‌کند که پس از او بارها نقل شده است:

«فرهنگ یا تمدن به مفهوم قوم نگاری عام خود، مجموعه پیچیده‌ای است مشتمل بر معارف ، معتقدات ، هنر ، حقوق ، اخلاق ، رسوم و تمامی توانایی‌ها و عاداتی که بیشتر به عنوان عضوی از جامعه اخذ می نماید».

در اینجا یک توصیف از «فرهنگ »دیده می‌شود که با معنای اولیه آن در زبان آلمانی که به معنای پیشرفت است، تفاوت داردو « تمدن » را نمی‌رساند بلکه به امور واقع گفته می‌شود که در یک مقاطع زمانی خاص قابل مشاهده است، که می‌توان تحول آنها را دنبال کردو این در واقع یک تولد جدید برای این واژه بود.

بهر حال واژه « فرهنگ » (کولتور ) که از فرانسه گرفته شده بود و از آلمانی به انگلیسی ترجمه شده هر بار یک معنای جدید بدان افزوده شده و از « مزرعه شخم‌زده و بذز پاشیده » که در زبان فرانسوی قدیم معنا داده تا مفهوم جامعه‌شناختی آن که وارد زبان فرانسه شده، بسیار فراز و نشیب داشته و تحولاتی به همراه داشته که مورد بحث ما نیست و شاید بعدها بتوان درباره آن صحبت کرد. در اینجا ما دامنه بحث خود را محدود به تعریف از واژه «فرهنگ » می‌کنیم .

گی روشه ـ استد دانشگاه مونترال کانادا ـ با استفاده از تعریف تایلور و محققان دیگر فرهنگ را اینگونه تعریف می‌کند.

« فرهنگ مجموعه بهم پیوسته‌ای از شیوه‌های تفکر احساس و عمل است که کم و بیش مشخص است و توسط تعداد زیادی از افرادی فراگرفته می‌شود و بین آنها مشترک است و دو شیوه عینی و نمادین به کار گرفته می‌شود تا این اشخاص را به یک جمع خاص و متمایز مبدل سازد » .

در کتب «فرهنگ علوم اجتماعی » تألیف آلن بیرو«فرهنگ » را «مراقب از گیاهان » و معنای مجازی آن را مراقبت از اندیشه معنی کرده و اضافه می‌کند:

۱ـ زمانی که این واژه ( فرهنگ ) بالاخص در مورد انسان به کار می‌رود «میزان آموزش و پرورش » و یا میزان توجه به پرورش اندیشه و اشتغالات فکری را می‌سازد .

۲ـ زمانی که این اصطلاح در انسانشناسی ، مردم‌شناسی و یا جامعه‌شناسی به کار می‌رود معنایی بالنسبه متفاوت می‌پذیرد . و در ادامه اضافه می‌کند که :

«در فرهنگ مجموع حیات اجتماعی از زیر بناهای فنی و سازمانهای نهادهای گرفته تا اشکال و صوربیان حیات روانی مطمع نظر قرار می‌گیرند و تمامی آنان همچون یک نظم ارزشی تلقی می‌شوند و به گروه نوعی کیفیت و تعالی انسانی می بخشد .» بهرحال بررسی تمامی نظریات درباره فرهنگ نیاز به زمانی طولانی دارد و گاه دویست و پنچاه تعریف و حتی بیشتر تا حدود سیصد تعریف و برخی چهارصد تعریف ر ا برای فرهنگ ذکر کرده‌اند نکته‌ای که می‌توان در اینجا از آن استفاده کرد این است که در تمامی این تعاریف به نوعی به مجموعه دستاوردهای معنوی و مادی بیشتر تکیه شده است . برخی از این تعاریف ذیلاً آورده می‌شود :

« فرهنگ عبارت است مجموعه‌ای از عقاید، عادات، فرمها، و هنرهای متعلق به جمعی از انسانها در زمان و مکان مشخص »

« فرهنگ عبارت است از سیستم رفتارها و حالتهای متکی برضمیر ناخودآگاه»

« فرهنگ عبارت است از ارتباط متقابل سه عامل : ارزشها با روابط و ساختارها ی اجتماعی »

« فرهنگ عبارت است از رفتار متعارف و مرسوم جامعه ، فرهنگ بر همه کنشهای فرنفوذ می‌کند حتی اگر وی به دشواری از آن آگاه باشد.»

« فرهنگ به معنای کلیت در هم تنیده‌ای است در رفتار سنتی که نژاد بشر آن را پرورانده است و نسل به نسل آموخته می‌شود .»

از این پژوهشگران نوعی طبقه‌بندی را بر مبنای نوع تعریف و عناصر مندرج در هر تعریف و تکیه‌گاههای هر تعریف به عمل می‌آورد و بیان می‌کند که واژه فرهنگ را می‌توان از زوایای مختلف نگاه کرد که عبارتند از :

الف) تعریفهای تاریخی : که تکیه برروی میراث فرهنگی و وراثت اجتماعی در فرهنگ دارند.

ب) تعریف‌های تشریحی: که برروی قاعده یا را و روش تکیه داردو فرهنگ یک جامعه را راه و رسم زندگی اعضای آن می‌داند.

ت) تعریفهای روانشناختی: در این گروه یاتاکید برفرهنگ بعنوان وسیله « ساز واری » و حل مسائل است و یا تاکید برفرهنگ به عنوان « آموختگی » صورت اجتماعی است. و تجسم آموزشهای یک گروه اجتماعی در طول نسلها و یا تاکید برعادات است .

ث) تعریفهای ساختاری : که برالگوسازی یا سازمان فرهنگ متکی است.

ج) تعریفهای تکوینی : که فرهنگ را متکی بریک فرآورده یا ساخته یا تصورات یا نهادها می‌داند.

در بین متونی که از گذشته‌های دور به میراث رسیده واژه :«فرهنگ » در معیاری خاص استفاده شد، اینکه کلمه «فرهنگ » از دو حرف «فره » به معنای «شکوه و عظمت » است و « هنگ » از ریشه اوستایی «سنگ » به معنی «کشیدن» و « سنگینی » و «وقار » برگرفته شده جای تأمل و تدفیق بیشتری دارد.

بنابه پژوهش یکی از پژوهشگران کلمه فرهنگ در متون پهلوی به معنای «دانش و دانایی» آمده است .

« به خاستاری فرهنگ کوشا باشید . چه فرهنگ تخم دانش است و برآن خرد است و خرد آرایش دو جهان است و درباره آن گفته‌اند که فرهنگ اندر فراخی پیرایه و اندر شگفتی ( سختی ) پانه ( نگهبان ) و اندر آستانه ( مصیبت ) دستگیر و اندر تنگی پیشه است .»

( به نقل از دکتر محمود روح‌الامینی از کتاب مبانی انسان‌شناسی ) در شاهنامه فردوسی نیز فرهنگ با معانی متفاوت و به معنی دانش علم ، نیکمردی و مترادف با خصایل اخلاقی به کار رفته است، در شعر مربوط به اندرزنامه انوشیروان »آمده:

زادنابپرسید سپس دادگر که فرهنگ بهتر بودیا گهر

چنین دادپاسخ بدرورهنمون که فرهنگ باشد زگوهرفزون

که فرهنگ آرایش جان بود زگوهر سخن گفتن آسان بود

گهربی هنرزلروخواراست و مست به فرهنگ باشد روان تندرست

در اختمام برهان قاطع لغت فرهنگ بدین معنی آورده :

« برون و معنی فرهنج است که علم و دانش و عقل و ادب و بزرگی و سنجیدگی باشد ، کتاب لغات فارسی را نیز گویند. نام مادر کیکاووس هم بوده ، شاخ درختی را نیز گویند که در زمین خوابانیده خاک برروی آن بریزد تا از جای دیگر سربرآورد و کاریزآب را نیز گفته‌اند . چه دهن فرهنگ جایی را می‌گویند از کاریز که آب برروی زمین‌آید»

تا همین اواخر کلمه « فرهنگ »‌به معنی «علم و دانش » به کار می‌رفت و اطلاق نام «اداره فرهنگ» به آموزش و پرورش فعلی با توجه به همین مفهوم و معنی بود، به علاوه کلمه فرهنگ با مفهوم روشنفکری و طبقاتی مترادف کلمات «مبادی آداب »، « باریک اندیش‌»،«با سواد‌»، «اهل مطالعه » ، « خوش مشرب» ، « آشنا با آداب و رسوم خاص » و «مؤدب و دارای خصایص اخلاقی » نیز به کار می‌رود و معمول چنین استنباط می‌شود که کسی را می‌توان «بافرهنگ » نامید که با رفتار مؤدبانه‌اش برای خود شخصیت و موقعیتی احراز کند،‌در همین جا باید گفت که تمامی این مفاهیم در مفهوم جامعه‌شناسی آن جزیی از «فرهنگ » است ن خود فرهنگ .

پی‌نوشت :

در این نوشته از کتب زیر استفاده شده

۱ـ جاناتان اچ ـ ترنروال بیگی . پیدایش نظزیه جامعه‌شناختی . ترجمه ، عبدالعلی لسایی‌زاده، شیراز : مرکز دانشگاه شیراز ۱۳۷۱

۲ـ گی روشه. کنش اجتماعی . ترجمه هما زنجانی‌زاده .

مشهد : دانشگاه فردوسی مشهد ۱۳۶۷

۳ـ آلن پیرو. فرهنگ علوم اجتماعی . ترجمه باقر روحانی . تهران : مؤسسه کیهان ۱۳۷۰

۴ـ روح‌الاامینی محمود. مبانی انسان‌شناسی .

تهران : انتشارات عطار ۱۳۷۰

۵ـ شریعتی علی. فرهنگ و ایدئولوژی . تهران : حسینیه ارشاد ۱۳۵۰

۶ـ حق‌شناس فرامرز ( تعاریف فرهنگ و ...) فصلنامه دانشگاه انقلاب .

لینک مطلب

ادامه مطلب...

درباره موسسه فن آوری پارس

این موسسه در راستای انجام امور مطالعاتی به منظور ارتقاء فرهنگی متصدیان حمل و نقل جاده ای اقدام به تهیه منابع آموزشی تحت عنوان آداب و اخلاق اجتماعی برای رانندگان عمومی و به سفارش سازمان راهداری و حمل و نقل جاده ای نموده است و با همکاری کادر علمی خود در زمینه مستند سازی اموال دولتی مباحث حقوقی و اراضی و بسیاری ار مباحث نوین دیگر برای اولین بار اقدام به تهیه و تدوین منابع علمی نموده است.